X
تبلیغات
زولا

نگم برات...

پنج‌شنبه 24 اسفند 1396 23:37 نویسنده: Princess Puffer چاپ

شاید باید گزیده ای از عملکردم و ساز و کار اتفاق خوش یمن دفاع میگفتم تو این چند روز ولی خب اینقد الکی خوب شد و الکی خوش بودم و ... کلی هم سرم شلوغ شد که نشد بیام اینجا...

انگار ناف ما رو با سختی بریدن! اصلا باورم نمیشد که به همین الکیا تموم بشه!

البته دهن سرویسی فوق العاده زیادی کشیدم تو این سالی که داره تموم میشه، ولی خب اون آخرا خیلی خجسته بودم برا خودم و همین باعث شد فکر کنم که لیاقت 19.75 رو ندارم و دچار ذوق زدگی حاد شدم وقتی نمره م رو شنیدم!

دوستام سنگ تموم گذاشتن خیلی اومده بودن دفاعم که در نوع خودش بی سابقه بود حداقل تو بخش ما و جدا از انرژی خوبی که میداد استرس مسخره ای برای کم بودن پذیرایی گرفتم :))

پدری با یه سبد گل خوشگل اومد که حاصل همکاری خونوادگی از اقسار نقاط کره زمین بود :))

استاد مشاور گلم هم قبل اینکه بشینه اومد کنارم از آروم بودنم و خوب بودن حالم مطمئن شد بعد رفت نشست که همین حرکت اصن کلییی منو روبراه کرد!

و ....

کلا دفاع تخیلی و جالبی اونقدر که بعد از ظهرش میخواستم بخوابم استرس داشتم که نکنه خواب موندم صبحی و اینا همه خواب بوده و الان سرمو بذارم یهو از خواب میپرم و میفهمم که گند زدم!

ولی واقعی بود خوشبختانه و کار به اونجاها نکشید :)


این روزا... مثکه باید به پوچی برسم... پوچی بعد دفاع!

ولی من یجورایی پرانرژی تر از هر وقت دیگه ام!

شاید چون دفاع اصن برام مهم نبود و فقط به چشم یه مانع نگاهش میکردم که زودتر باید برمیداشتمش از جلوم.

بهرحال این روزا روزای خاصیه. من دارم سعی میکنم تمرکز کنم رو چیزایی که دقیقا میخوام و سعی کنم برای رسیدن بهشون تلاش کنم.

کار پیدا کردن و اپلای و تغییر محل زندگی احتمالا کوتاه مدت و ...


چندتا تا برنامه خوب و مفرح هم برای اوقات عید دارم که هرکدومش اوکی بشه میام اینجا توصیفشون میکنم دلتون بسوزه 


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.