X
تبلیغات
رایتل

بارش

یکشنبه 22 مرداد 1396 01:23 نویسنده: Princess Puffer چاپ

دلم میخواست خونه بودم شبی مثه امشب...

حالا یکمم دلم خوشه که فردا شب تو جاده ام و شاید بتونم یکم از آسمون شب فیض ببرم.

ولی حس بدیه که دلت یه جای دنج و بزرگ بخواد که آسمون بزرگتری بالای سرت باشه که شهاب بیاد رد شه که تو ببینی که آرزو کنی که ...

ولی وسط ساختمونای بلند و درختای درهم و برهم کاج باشی و تو محوطه ای شلوغ گیر افتاده باشی...

و اوج کاری که بتونی اینجا بکنی این باشه که اگه شبی نصفه شبی دلت گرفت بری بشینی تو محوطه و های های برا خودت گریه کنی و به یه تیکه آسمون که اندازه کف دسته بالا سرت نگاه کنی و بگی خداجون بازم مرسی!

و حس بدتر وقتی به آدم دست میده که همه اینا تو دل کویر اتفاق بیفته!


ینی میخوام بگم ما هموناییم که خودمون پا میشیم کلش کلش میریم تا لب چشمه و بعد فراموشی میگیریم و تشنه برمیگردیم....


پ. ن: یه روزی همه وقایع نجومی رو میدونستم و براشون روزشماری میکردم. و الان اینم حس بدی بهم میده که باید از دوستایی که عین خیالشونم نبود که مثلا ماه گرفت یا از کانالایی که توشون هر چرت و پرتی پیدا میشه بفهمم که بارش شهابیه.


نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
شما دیدین بارش شهابی رو؟
امتیاز: 1 0
پاسخ:
تا حالا آره تلاش کردم و دیدم هم یه چیزایی، ولی امسال نه متاسفانه!