Use It or Lose It

جمعه 2 تیر 1396 12:26 نویسنده: Princess Puffer چاپ

یه روزی اسم دخترم بود: "ایلی"

...و الان این روزا چقدر به این اسم فکر میکنم. به فلسفه پشت این اسم و آدمی که فکرای جالبی داشت!

من از دست میدم همه چیزو خیلی راحت بدون هیچ استفاده ای.

واقعیت اینه که دنبال استفاده از کسی نیستم و نمیخوام استفاده بشم.

شاید مشکل همینه: همه چیز باید آکبند توی جلد خوشگل خودش بمونه و ما فقط بهش نگاه کنیم، لذت ببریم و  وجودشونو سجده شکر بجا بیاریم.


تغییر آدما برام یه چیز باورنکردنیه. با اینکه تغییرات اجتناب ناپذیره ولی من هنوز کنار نیومدم. که اگرم بیام انتظار ندارم یه آدم متغیر مثه هزار سال پیش به من بخواد ابراز توجه کنه. ینی میخوام بگم اگه یکی تغییر کرد دیگه همه قبول کنیم تغییر کرده و دیگه هیچی مثل قبل نمیشه.

(اینو برا این میگم که این روزا به واسطه پیغام پسغوم هایی همش تو فکر یه دوست قدیمی دوران دبیرستانم هستم که من نمیدونم چیکارش کردم ولی رفتارش با من خیلی تغییر کرد و برای چیزی حدود 3 ساله که از زندگی من محو شده ینی خودش ظاهرا این تصمیم رو گرفته و حالا به این و اون پیام میده که این دختره کجاست؟ بیارینش ببینمش.(منو میگه!) انگار که مثلا من ایزوله هستم و هیچ راه ارتباطی با من وجود نداره یا مثلا وقتی هم که همو میدیدیم گلی به سر هم میزدیم.)


روزای خوابگاهی ای که الان داره تموم میشه، روزایی هستن که هروقت بهشون فکر کنم شاید دلم یک دنیا براشون تنگ بشه... هرچقدر که تو این 2 سال اذیت شدم، ولی از بعد عید با فرشته ای هم اتاق بودم که تازه به معنای واقعی آدم بودن دختر بودن رفیق و همدم بودن خوب و مهربون بودن خوشحال بودن و مستقل بودن پی بردم.

الان دیگه اتوبوسش باید راه افتاده باشه و من یه کوه غصه داشتم از دیشب بابت این موضوع.

امیدوارم تابستونی هم در کار باشه و بتونم بازم ببینمش.


همین روزای تلخ و شیرین، میتونه تو زندگی آدم باشه ولی آدم باززززز دووم بیاره. اصطلاحا چیزی که تورو نکشه قوی ترت میکنه.

ولی امان از اون تلخی هایی که خودت رو مقصر بدونی و بابتش پشیمون باشی، هر روزخودتو سرزنش کنی و ...

چقدر سخته فهموندن این حسا به آدما... همشون! همشون سختن!

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.