X
تبلیغات
رایتل

Thursdays

جمعه 15 بهمن 1395 12:45 نویسنده: Princess Puffer چاپ

پنجشنبه ها! پنجشنبه های زندگی منم دوره های مختلفی رو طی کردن... هر دوره ای با مفهومی متفاوت!

کل دوران بچگی و نوجوونی پنجشنبه عزیزترین روز هفته بود. در توصیف اهمیتش همین بس که برای من روزی بود که بقیه روزای هفته با فاصلشون تا پنجشنبه بعدی تعریف میشدن و ... دیگر هیچ.

دوران دانشجویی کارشناسیم برام مفهوم رها شدن داشت. رها شدن از همه دغدغه ها و شلوغی های درسی و ارتباطی و اجتماعی و شخصی... روزی که میتونستم دور بشم از همه چیز تا بیشتر برم تو خودم و تحلیل کنم که البته غمناک هم بود نتیجه تحلیلاتم.

و طی دوران ارشدم هم پنجشنبه ها فقط یه مفهوم داشت: بی غذایی! دغدغه پخت و پز در خوابگاه که در نوع خودش میتونه درگیری فکری رو اعصابی باشه چه برسه که بخوای این مساله رو با آدمای دیگه که بعضا رو اعصابت میرن هم شریک  بشی.

و اینجوری بود که مفهوم پنچشنبه ها برای من کمرنگ و کمرنگ تر شد...

ولی تو تمام این سالها، تو هر دورانش، همه 5شنبه ها مثل هم بود، مثل 5شنبه های دیگه ی همون دوره...

ولی پنجشنبه دیروز سختی مسخره و غیر قابل درک و عجیبی داشت.

اونقدر عجیب که نفهمیدم چطور تموم شد... فقط وقتی صبح جمعه چشمم به ساعت افتاد و دیدم ساعت 10 هه و صبح شده، تازه تونستم یه نفس راحت بکشم.


برف هم تو این روز موجودی بود که سعی میکرد همه چیزو برام ملایم تر کنه، ولی خب برنامه سینما و خوش گذرونیمو بهم زد که بازم مهم نیس... مهم تاثیر روانیه... شاید قرار بود با حداقل امکانات این روز رو بگذرونم.


* مرسی برف. مرسی جمعه. مرسی دوستای مهربونم که کنارم بودین.

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
فاطمه
barf o baroon hamishe kare khodeshuno baladan
امتیاز: 0 0