تلاطم

چهارشنبه 20 مرداد 1395 22:05 نویسنده: Princess Puffer چاپ

باید خیلی آدم قدرنشناسی باشم که راجبه این تیکه زندگیم که تازه هم شرو شده و حس خیلی خوبی هم داره حرفی به میون نیارم... اینکه بعد یه عمر عذاب وجدان داشتن در مورد زندگی ذهنی و منولوگ هات، روزی میاد که شانس اینو داری که تو دنیای واقعی یه منولوگ واقعی داشته باشی و یکی هست که حرف خاصی باهات نداره فقط خیلی دقیق به حرفات گوش میده، خیلی عمیق نگاهت میکنه.


باید خیلی خود آزاری داشته باشم که در جواب یس نو کوئسشن، چیزی حدود 10 دقیقه سعی کنم جواب کامل تری به دوستم ارائه بدم اونم راجبه موضوعی که با خودم قرار گذاشتم خیلی سر سری ازش رد بشم چون حس میکردم ارزش هیچی نداره... کاش بازم از این سوالا بپرسه و من بلخره بگم فقط نه یا آره. و بعدم لبخند بزنم بگم دتس ایت، و اگه اگه اگه گفت چطو؟ بگم همطو :) ... یا مثلا بگم  تو از یه آدم بدرفتار چه انتظاری داری؟!

(چون کل قضیه همیه و من نمیدونم چرا میخوام خودمو تو جزئیات احمقانه تاب بدم و بقیه رم به این تاب خوردن مسخره دعوت کنم.)


و باید امروز حال کاملا خرابی میداشتم که یجوری میبودم...  اونقد یجوری که حتی حال نداشتم جواب یه معلم مرد زبان که به جای معلم خودت اومده و داره اراجیف میگه و خیلی بهش خوش میگذره که بگه زنا هیچی نیستن و هرهر میخنده رو با یه تو دهنی مناسب بدم... و فقط اونجاش که واقعا حوصلم از زنگ صداش سر رفت به همراه یه حرکت دست خوب گفتم اوکی یور گود! و خوشبختانه خفه هم شد.

البته این مساله تو خوب شدن حالم هیچ تاثیری نذاشت. حتی آهنگ گوش دادن حین پیاده روی تو راسته بابک (بهش میگن خیابون عشق؟!) هم حالمو خوب نکرد.

و دقیقا اون لحظه که دیدم گریه هم حالمو خوب نکرد، یاد صدای مسخرش افتادم که میگفت تو باز نزدیک دورت شد... و بعد فکر کردم چقد خوب میشد که 4 تا آدم با شعور بودن که مثلا وقتی فیبی میگفت یو نو دتس د هورمونز بحث به شکل کاملا منطقی ای تموم میشد.


باید خیلی بی حواس باشم که یادم بره همیشه میشه با خوردن یه بستنی همه چیز رو خوب کرد...

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
بابک مشهد؟ از "همطو" نوشتنت استنباط کردم، اونجا بیشتر بهش میخوره ناکازاکی بعد بمب باشه تا جایی برای عاشقی، با این حال مهم نیس، آدم تو ناکازاکی هم میتونه بستنی بخوره همچنان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
"همطو" رو از کرمونیا قرض گرفتم :)
من خودمم که بیست و اندی ساله نزدیک همین کوچه زندگی میکنم نمیدونستم به اینجا میگن کوچه عشق ولی خب زیبایی خاص خودشو داره پیاده روی توش بر هر درد بی درمان دواست