X
تبلیغات
رایتل

یادم نرود...

جمعه 15 مرداد 1395 13:32 نویسنده: Princess Puffer چاپ

اون روز خیلی بهم ریخته بودم، فقط تند تند کارامو میکردم تا آماده بشم و بزنم از خونه بیرون، ناهار درست کردنم طول کشید ولی بلخره تموم شد و داغ داغ ریختم تو ظرف و رفتم که رفتم.... دم رفتنم هم باز یه سری غرغر دیگه بود و من در همین حال که با غرغر بیشتر جواب میدادم از خونه خارج شدم...

وقتی پیش دوستام رسیدم از بیان این جمله که اعصاب ندارم و امروز با همه دعوا داشتم خندم گرفت وهمونجا بود که انگار همه ناراحتیش تو دلم تموم شد.

ولی فکرم همش یه جایی بود که نمیدونستم کجاست، هیچ کدوم از کارامو نتونستم انجام بدم...

و اینا اصلا مهم نیس... مهم تیکه آخرشه که وقت چای به دوستم گفتم چمه که عصبانی میشم و اونم گفت ...

مهم نیس اون چی گفت ولی اون هرچی میگه معمولا به شکل خوبی راهگشا هست.


اینارو گفتم که به خودم یادآوری کنم که دل خوشی های خوبی هم دارم بهرحال. و البته یکم هم پز بدم...


پ. ن: یادم باشه یکم بخندم امروز و بپر بپر کنم. (البته ملت دیروز خوشالی میکردن که روزشون بوده ولی خب من درگیر اون کد بیخود شدم و وقت نکردم.)

نظرات (2)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
مهم نیست چی گفت گاهی فقط کافیه یکی باشه که حرف بزنه، راهگشا اگه باشه چه بهتر، چی میخواد مگه آدم غیر فقط یه چیزی مثل این؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هچ
The Conqueror Worm http://lunacy.blogsky.com/
وقتی تو حین عصبانیت میتونی به خودت بخندی یعنی خیلی هم عصبی نیستی و این خیلی خوب هست.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی