X
تبلیغات
زولا

یکشنبه 3 مرداد 1395 22:37 نویسنده: Princess Puffer چاپ

پرنسسی که همیشه موقع قدم زدن در خیابون ها از فرط آسودگی و فراغت به دار و درختا و درو دیوار و ویترین مغازه ها نگاه مینداخت...

این روزا موقع راه رفتن همش اخماش درهمه و داره فکر میکنه...

به چیزایی که هیچ وقت به خواب شبش هم نمیدید بخواد دغدغه فکریش بشه.


دلم بدجور آشوبه!

خیلی وقت بود همچین حسی نداشتم.

وقتی قراره بین ریسک تجربه کردن و بی حوصلگی با نظم و ترتیب یکجا نشستن،  یکیو انتخاب کنی.

مثلا این!

پ.ن: نهایتا همون یاقوت انتخابم بود


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.