خواب های واقعی

پنج‌شنبه 10 تیر 1395 14:31 نویسنده: Princess Puffer چاپ

چقدر دیدن این خواب هایی که تا حالا تو واقعیت ندیدی ولی شدیدا هم دوست داری که باهاشون مواجه بشی، لذت بخشه!

یه دفعه خواب دیدم  تو یه ساختمونی آپارتمانی هستیم که همزمان هم شبیه به انباری فنقلی قدیمی گوشه حیاطمون بود و هم یه جای خیلی بزرگی توش داشت که توش تمام کلاس های زندگیم و یه سالن آمفی تئاتر و یه سوپر مارکت هم داشت... بعد اینا حالا اصلا چیز مهمی نبود، نکته خاصش این بود که این ساختمون کنار یه ساحل خیلی قشنگ بود که من همیشه موقع رفت و آمدم نگاش میکردم و یه روز عصر که از پنجره نگاش میکنم  میبینم دریای شن و ماسه شده (من دوست داشتم یه دفعه دریای نمک ببینم) و بعد این ماسه ها هی با موجای بلند میومدن سمت ساختمونا...

دیگه لازم نیس بگم که در ادامه تبدیل به کابوس شد... مثه همیشه به طرز مسخره ای  یه سوژه پیدا میشد که باعث اذیتم بشه 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.