X
تبلیغات
رایتل

اما یه تلخی مثل نسکافه...

جمعه 24 اردیبهشت 1395 23:48 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

خوبیه دردهای ماهانه اینه که میتونی دردهای پنهانیت رو پشتش قایم کنی...

گرچه بازم حس میکنم امشب پیش هم اتاقیام لو رفتم...

ولی بازم موقع خوبی برای داد زدن همه دلخوریام سر یه آدم بدبخت تر از خودم بود.


این روزا خیلی حرفم میومد

ولی همشو قورت دادم.

مثه شاهزاده های با اصل و نصب!


حس خوب...

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 23:12 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

حس خوب ینی برای دو روز بیای خونه و توی همین دو روز بتونی کارایی کنی که خونوادتو خوشحال کنی...

حس خوب ینی با خودت بگی خدایا این چه دقتیه که تو چیدمان اتفاقا داری که همیشه دقیقا وقتی که حس میکنم ممکنه شرایط خاص و بدی برای آبجیم باشه من همون موقع پیششم! (گرچه شاید وقتای دیگه که نیستم هم براش چیزی پیش میاد و نمیگه! :( نمیدونم. )

حس خوب ینی یه دوست باحال تو شهرتون داشته باشی که دنبال بهونه بگردی فقط برای 2-3 روز برگردی شهرت و باهاش بری ددر دودور و اونقد دلت براش تنگ شده باشه که تو نیم ساعتی که میبینیش فقط بگی و بخندی و اصلا یادت بره میخواستی باهاش دعواهایی هم بکنی! و تهش موقع خدافظی هم هر دوتون به این حافظه گندتون بخندین! 

حس خوب ینی تو شهر خودت قدم بزنی و از بوی یاس و اقاقی مست بشی و یاد قدیما خونه مادربزرگت بیفتی...

حس خوب ینی یه آشپزخونه انحصاری خودت داشته باشی و بتونی هرجور عشقت میکشه آشپزی کنی... یا مثلا با غذا سالاد درست کنی بخوری! :)

حسای خوب خونه اومدنم این دفعه خیلی بود!

خوشحالم که اومدم...

حتی اگه قرار باشه فردا یه کنکور تکراری بدم که براش هیچ گونه آمادگی ای ندارم و همه امیدامو ناامید کرده باشم.

بعضی وقتا فکر میکنم زندگی چیز عجیبی نیست.

فقط کافیه یکم بیشتر به چیزهایی که داری نگاه کنی و برای نداشته هات حرص نزنی. اگه چیزی حقت باشه ساده تر از چیزی که فکر کنی به دست میاد.

و همون تلاش ساده هم  فقط برای چیزایی که برات مهم ترین هستن اتفاق میفته...

به همین سادگی

به همین خوشبختی

اینم خوشبختی از نوع شاهزاده پوفر :)

نگاهم کن

پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 00:10 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

همین چند روز پیش بود که تازه به خودم اومدم... دیدم آدم چقدر میتونه ساده باشه! چقدر آدم میتونه خودشو ساده گیر بیاره و هر بلایی میخواد سر خودش بیاره!

یاد اون دوره هایی که میرفتم افتادم: هر روز خودتو بغل کن و از بدنت تشکر کن که تحملت میکنه از پاهات تشکر کن که هرجا میخوای میبردت!

منم اون موقع دوس داشتم قلبمو بفل کنم بهش بگم ببخش که اینقدر اذیتت میکنم! ببخش که اینقدر بی رحم شدم! میدونم تو بی گناهی ولی من ...

من یه دیوونم!

الان خیلی  اوضاع فرق کرده. من عاقل تر شدم یا بهتره بگم از دیوونه بازی خسته شدم!

من با ناملایمتی های زندگی کنار میام و قلبم هم با ناملایمتی های من.

----------------------------------------

نگاهم کن نگاهم کن....

ترانه ی پاییز (پری زنگنه) این روزا همش تو گوشمه....