X
تبلیغات
رایتل

درد مشترک.

پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 19:29 نویسنده: Princess Puffer چاپ

انگار یه جایی یه اشتباهی شده بود

 شاید اشتباه این بود که من تو این چند ماه اونقدر خودمو قوی نکرده بودم که بتونم یه روزی مثل امروزو تجربه کنم.

 امروز یا این روزا....

همیشه دوست داشته شدن خیلی بهتر از دوست داشتنه، واضحه، ولی ما آدمای خود آزار معمولا به اون سمتی میریم که تو مسیرش قراره مکافات بیشتری بکشیم.

بعضی وقتا فکر میکنم چقدر بدبختم که بهترین لحظه زندگیم اون وقتیه که خواب میبینم هممون خوش و خرم سوار ماشینیم و داریم از راه های به شدت باریک و دشوار رد میشیم، و یهو ماشین قرازه مون چپه میشه و همه تو هوا معلق میشیم و وقتی میرسیم زمین فقط من و چند نفر دیگه زنده ایم و بقیه تیکه پاره شدن و تیکه های بدنشون هر کدوم جلو یکی از افراد زنده میفته و چیزی که جلوی من میفته یک دسته که وقتی میگیرمش دستمو فشار میده و برمیگردم میبینم دست همونیه که باید باشه! همونی که باید باشه ولی نیست!

نیست هیچ وقت که حال و روزمو ببینه...

خیلی بدبختم که بهترین لحظه زندگیم حس خوب فشرده شدن دستم تو دست عزیزیه که دیگه هیچ وقت نمیتونه دستمو بگیره...

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
مرسی عالی بود
امتیاز: 0 0