X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 00:35 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

baezi vaghta ham hame chi dast be daste ham mide ke toro tu ghaere afsordegi ghargh kone.

باززز!

جمعه 16 بهمن 1394 18:46 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

خودم میدونم که اونقد تعیین کننده نیستم. ولی نمیدونم چرا از دهنم سوالای احمقانه میریزه بیرون...

به خاطر هرکی نخوای این شهر رو ترک کنی قطعا اون آدم...

کاش تلفن همونقد که خوبه که با برق کار نمیکنه همونقدم خوب بود و بغض آدمای اونور خطو نشون میداد.

بعدش فکر کردم چقد خوبه که بهرحال یه نفرو داشته باشی که به خاطرش یه جایی بمونی.

و بعدترش فکر کردم بازم خوبه که یه دلخوشی هایی میتونم داشته باشم که برگردم...

حداقل برا یه مدتی.


دوشنبه 12 بهمن 1394 12:07 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

باید باشی

یجوری که دیگه دلم برای هیچی نسوزه

حتی برا خودم.

باید باشی...

یجور خاصی

یجوره همه چاله چوله پر کننده ای!

پ. ن: دیگه خرابکاری نکن، نگرانم نکن.

یه دنیا غریبم

سه‌شنبه 6 بهمن 1394 21:15 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 1 نظر چاپ

یه آه غلیظ و ..،

یه دنیا محالو ..،

من و تو کم گقتیم

جمعه 2 بهمن 1394 10:01 نویسنده: Princess Puffer نظرات: 0 نظر چاپ

چقد روز آخر بیدار شدن سخته!

چقد میل ب جا موندن از قطار دارم این دقه

چقد کم بودم و کم ...

---------------------------

نبودنت  هم تو خوابهای من یجور چشم دراری هست:

ما رو ابرا زندگی میکنیم به این صورت که رو ابرا چهازانو نشستیم و هواپیماهای کوچولوی فانتزی از کنارمون رد میشن و هر کدوم یه چیزی ازشون آویزونه،فقط کافیه دستتو یکم دراز کنی و اونو بگیری. انگار از بهشت یه کسایی ب فکر ما بودن و یه چیزایی برامون فرستادن...

خبر میرسه که قراره تو خیابون ستاره ها لباسای پری طور برامون بغرستن. خیابون ستاره ها همون خیابونیه که همه اهل فامیل و دوستای من اونجا خونه دارن و زندگی میکنن...

یکی یکی در خونه هاشونو میزنم و  دارم این خبر خوشو بهشون میدم که به در خونه شما میرسم با خونسردی تمام میبینم دلیلی نداره شما لباس پری طور بخواین یا من بخوام .،، خیلی راحت رد میشم میرم سراغ خونه بعدی...

ولی تا آخرشم، حتی تا همین الانشم بعد دو روز، دارم فکر میکنم چرا در نزدم ک خبر لباسای پری طور رو بهشون بگم؟

--------------------------------

اصلا ب نظر من همین حرف نداشتنه بهترین اتفاق دنیاست!

بیا هیچ وقت حرف خاصی نداشته باشیم.

تا وقتی پای حرفا وسط نیومده همه چی یجور آروم و دلنشینی خوبه...

یه ساکتِ پر حرف که هیچ راهی نداره چیزی از بین ما کم کنه.

بیا اصلا زیاد حرفی نزنیم !

( بلخره نوشتمش. :-) )